تبليغاتX
فراموش میکنم برای همیشه
فراموش میکنم برای همیشه

دل نوشته های نویسنده


داشتم دور میشدم دور دورتر هیچ کسی صدامو نمیشنید

صدای قرآن بلند شد همه گریه میکردن

لااله الاالله

آهای منو کجا میبرید با شمام

هیچ کسی صدامو نمیشنوه

خدایا تو میشنوی؟؟؟

از خواب بلند شدم روی تختم بودم تو اتاق خودم یه دفعه از ذوق جیغ کشیدم فقط یه خواب بود یه دست به صورتم کشیدم خیس خیس بود هنوز داشتم اشک میریختم ولی ایندفعه اشک شوق بود ...

 

واقعا چقدآماده رفتنیم ؟؟؟

من بااین خواب فهمیدم هنوز خیلی کارا مونده تا بتونم خودمو اماده کنم ...

پ.ن :امشب خیلی خوش گذشت با زینب رفتیم بیرون دختر خوبیه

پ.ن:کلی واسش از حورا گفتم ...

پ.ن: یه دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانیهاست ...



یکشنبه هفدهم آبان 1388  توسط فاطي  |

 

لحظه های سخت

لحظه های سخت دیر میگذرند

اعتقاد داری؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن :دارم به هدف نزدیک میشم


سه شنبه دوازدهم آبان 1388  توسط فاطي  |

 

مبارککککککککک

عید همتوووووووووووووووووووون مبارک

هشت هشت هشتاد و هشت مبارک...

هرچی میخواین از آقا بخواین که این روزا سالی

یه باره بجنبید تا دیر نشده!

پ.ن:وای که امشب تو حرم حضرت معصومه چه خبر بود آدم کیف میکرد...


پنجشنبه هفتم آبان 1388  توسط فاطي  |

 

آی زنده پاشو

آهای تویی که همش نشستی میخوری میخوابی پاشو...

تویی که هرروز حسرت دیروزتو میخوریو داری امروزتو از دست میدی پاشو...

تو که هنوز هیچی نشده میگی من شانس ندارم ولش کن پاشو ...

تو که هرروز نشستی و درودیوار و نگاه میکنی میگی چه روز کسل کننده ای پاشو ...

با تو ام تو که خودتو گم کردی نمیدونی چیکار کنی پاشو به خدا سخت نیست من پا شدم تو هم میتونی

از قدیم گفتن زنده زندگی میخواد.

 پس آهااااااااااااااااااای زنده پاشو زندگی کن



یکشنبه سوم آبان 1388  توسط فاطي  |

 

خدا

یک نقطه بیشترفرق رحیم ورجیم نیست

ازنقطه ای بترس که شیطانی ات کند!

 

دعا میکنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

هرآنچه را که خدا را ازتو میگیرد...

پ.ن۱:عصبانیم...

پ.ن۲:از راننده سرویسمون بدم میاد اه...


یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  توسط فاطي  |

 

من...

تا حالا شده این احساس بهت دست بده که وجودت ارزشمنده

واقعا ارزشمنده ...

حتی اگه فقط واسه خودت باشه مهم اینه که باارزشه...


پ.ن:سه روزه عجیب داری اذیتم میکنی یادم نمیره !

پ.ن:یه احساسی بهم میگه امسال کنکور گل میکارم.


سه شنبه بیست و یکم مهر 1388  توسط فاطي  |

 

خطرزندگی

گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع میکنه تا ببینه تو چی میخوای تا

درست همونو ازت بگیره !کاش نفهمه چی میخوایم...


سه شنبه هفتم مهر 1388  توسط فاطي  |

 

آسمان

چه شد ای پنجره شوق چرا بسته شدی؟

شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی!

 

دززمین عشقی نیست که زمینت نزند

آسمان رادریاب...


چهارشنبه یازدهم شهریور 1388  توسط فاطي  |

 

سلام غریبه امروزٱشنای دیروز

فکرنمیکنم واسه من دیگه آشنایی مونده باشه که از دستم نرنجیده باشه

ادرس وب نداشتی مجبورشدم همینجا جوابتو بدم...


یکشنبه هشتم شهریور 1388  توسط فاطي  |

 

تولد تولد

فردا تولدمه زود باشین بهم تبریک بگین

البته امسال با سالای دیگه فرق داره امسال واسه تولدم

واقعا خوشحالم چون خودمو پیدا کردم پس


دوشنبه دوم شهریور 1388  توسط فاطي  |

 

ماه خدا

من یک خیالم فراسوی این دنیا که فقط به شوق خدا زنده ام...

اومدن قشنگترین و دلنشین ترین ماه خدا رو به همتون تبریک میگم


شنبه سی و یکم مرداد 1388  توسط فاطي  |

 

چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهنم وارد شد

وسیع باش و تنها و سربزیر و سخت...


چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  توسط فاطي  |

 

سلام 

من اومدم خوش اومدم نه؟!با یه عالمه خاطره خوب وبد اومدم

سفرخوبی بود!حتما دلتون برام تنگ شده بود مگه نه 

از فردا با پستای خوشگل میام...


دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388  توسط فاطي  |

 

سلام !

ببخشید دیر آپ کردم آخه سرم خیلی شلوغ بود...

راستش میخوام برم یه سفر یه سفر ناخواسته که امیدوارم خواستنی بشه!

شاید یه دو سه هفته ای نتونم آپ کنم !

ولی شما بهم سر بزنیدتا فکر نکنم تنهام...

اینم یه یادگاری:

کفش هایت پر از رفتن

چشمهایت پر از جاده های دور

وکوله پشتی ات پر از حرفهای نگفته

به تو حسودی ام میشود

چقدر خوب است دستانت را به فاصله عادت داده ای

پاهایت رابه رفتن های دور

لب هایت را به سکوت و خاطراتت را به فراموشی

به تو حسودیم میشود

به تو که به داشتن قلب سنگی عادت کرده ای...

 


جمعه بیست و ششم تیر 1388  توسط فاطي  |

 

یک نفر هست که از پنجره ها نرم وآهسته مرا میخواند

گرمی لهجه بارانی او تا ابدتوی دلم میماند

یک نفرهست که در پرده شب

طرح لبخند سپیدش پیداست

مثل لحظات خوش کودکی ام

پرزعطرنفس شب بوهاست...


چهارشنبه هفدهم تیر 1388  توسط فاطي  |

 

حالم از این مملکت بی سرو ته به هم میخوره 

من حقمو از این مملکت میخوام.........


پنجشنبه یازدهم تیر 1388  توسط فاطي  |

 

من به تقدیر نوشته شده ایمان دارم!

شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط فاطي  |

 

                               

بهم نارو زدی؟نامرد بودی؟ رفتی ؟

به سلامت...

     


چهارشنبه سوم تیر 1388  توسط فاطي  |

 

میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست

                                               که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم

 

کاش هرگز نیامده بودی...


سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388  توسط فاطي  |

 

سلام دوباره به دوستای گلم

بالاخره این امتحانای ما هم تموم شد

درحال حاضرحالم از هر چی درس و امتحان به هم میخوره به قول معروف دچار

تهودرسی شدم فعلا قصد دارم یه استراحت حسابی کنم

پیش ما بیاین


سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388  توسط فاطي  |

 

سلام به همه دوستان گل

شاید یه چند وقتی نتونم آپ کنم

امتحان دارم برام دعا کنید موفق بشم بعد از امتحانا دوباره میام

دوستون دارم...

دعا یادتون نره.


جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  توسط فاطي  |

 

مسافرآبی

ابرها را میشمارم و میدانمکه نهایت دلتنگی ابرها باران

 

است ونهایت من هم تو...

 

پس برگرد تا غرورم  را تقدیم صداقت وجودت کنم

 

وبرگرد که آسمان اینجا آبی تر است

 

هنوز هم فکر میکنم دوستم داری

 

به من ثابت کن که دوستم نداری!!!!


جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  توسط فاطي  |

 

آرزوي كافي برايت دارم

آرزوي خورشيد كافي براي تو ميكنم كه افكارت را روشن بدارد بدون توجه به اين كه روز چقدر تيره است! آرزوي باران كافي برايت دارم كه زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد! آرزوي شادي كافي برايت دارم كه روحت را زنده وجاويد بدارد! آرزوي رنج كافي برايت دارمكه كوچكترين خوشي ها به بزرگترين ها تبديل شود! آرزوي ازدست دادن كافي برايت دارم تا به خاطر هرآنچه داري شاكر باشي! آرزوي به دست آوردن كافي تا به هر چه داري راضي باشي! وآرزوي سلامتي كافي برايت دارم كه بتوانيآخرين خداحافظي راحت تري داشته باشي! اين آرزوهاي كافي را تقديم كسي كنيد كه هرگزفراموشش نميكنيد امااگرپيش خودتان بگوييد بعدا"يعني آنقدرسرتان شلوغ است كه عزيزترينتان را از ياد برده ايد! آرزوي كافي براي همه شما دارم

جمعه چهارم اردیبهشت 1388  توسط فاطي  |

 

خدايا بي تو از دنياي تو ميترسم...


جمعه چهارم اردیبهشت 1388  توسط فاطي  |

 

بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است...

جمعه چهارم اردیبهشت 1388  توسط فاطي  |

 

من دوست نداشتم؟؟؟؟؟؟!!!!

من دیوانه وار دوست داشتم!

من مییپرستیدمت!!!


شنبه بیست و نهم فروردین 1388  توسط فاطي  |

 

من از قصه زندگیم نمیترسم

من از بی تو بودن

به یاد تو زندگی کردن

تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن میترسم...

الان که پاهام توان رفتن ندارن برگرد...

 


شنبه بیست و نهم فروردین 1388  توسط فاطي  |

 

ای ستاره ها

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

                                       دیگر آن نشاط ونغمه وترانه مرد

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

                                       آخرآن نوای گرم وعاشقانه مرد

جام باده سرنگون وبسترم تهی

                                      سرنهاده ام به روی نامه های او

سرنهاده ام که در میان این سطور

                                      جستجو کنم نشانی از وفای او

من که پشت پا زدم به هرچه هست ونیست

                                      تا که کام او زعشق خود روا کنم

لعنت خدا به جز جفا

                                     زین سپس به عاشقان با وفا کنم

رفته است است و مهرش از دلم نمیرود

                                    ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟؟؟

                                                               

                                                                 فروغ فرخزاد


دوشنبه هفدهم فروردین 1388  توسط فاطي  |

 

با خودم عهد بستم دیگه هیچ وقت به هیچ کی دل نبندم

 

خدایا مگه من چه گناهی کردم

 

اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388  توسط فاطي  |

 

پنج وارونه

گفت پنج وارونه چه معنا دارد/خواهرکوچکم این را

پرسید/من به او خندیدم/کمی آزرده و حیرت زده

گفت/روی یواردرختان دیدم/بازهم خندیدم/گفت

دیروز خودم دیدم مهران پسرهمسایه/پنج وارونه

به مینو میداد/انقدرخنده برم داشت که طفلک

ترسید/بغلش کردم وبوسیدم وباخود گفتم/بعدها

وقتی غم /سقف کوتاه دلت را خم کرد/بی گمان

میفهمی/پنج وارونه چه معنا دارد....


چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388  توسط فاطي  |

 


من فاطمه معروف به فاطی خودمم نمیدونم چرا این وبلاگو ساختم ولی نوشته های خودم منو راضی نمیکرد چون کسی نمیخوندشون ولی من میخوام شماهام حرفامو بخونید
lیه خواهشم از دوستان دارم اگه میخواین بیاینو فقط بگین وبلاگ خوبی بود بهم سربزن لطفا اصلا نظر ندین چون این از صدتا فحشم بدتره...


 

 

عاشق هاي تنها
love
پسرآفتاب
سرزمين عشق
ازدوست به يادگاردردي دارم
حرفهايي از جنس نگفتن
عشق یعنی؟
من...
.:: بلاگ شرقی ::.
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
دنیای قشنگ خاطراتم
دختراشیطونن!
زندگی زیباست
یه دخترباحال
شهر فرنگ از همه رنگ
خوش خنده
بوی خوب گندم
نظرسنجی در 3 ثانیه
خرمگس
سايه ي صابر
فرشته عاشق صورتی
یاداشتهای شبانه من در دور دستها
هیچی
روانی ها
پـسـر تنهـای ایـــــــــرونـی
3delavar (چندتا جوون پیر) 3دلاو
لگاریتم عشق
رویای گمشده(رفیق دوران بچگی خودم)
**عاشقی از قبر**

 

 

 

<-LinkTitle->